زبان كاتالونيايي را خاموش كردند. ضربه‌ٴ كشنده را در سال 1539 فرانسواي اول وارد كرد، زيرا طي فرماني استفاده از زبان پرونسي را در امور اداري ممنوع ساخت‌.

6. كاتالونيايي‌

ساير گويش‌هاي ((زبان جنوبي‌)) را مي‌توان زير نام كاتالان گروه‌بندي كرد. قلمرو آنها نه تنها شامل‌ خود كاتالونيا مي‌شود، بلكه سردانيا، روسيون‌، والنسيا، جزاير بالئار و حتي بخش كرانه‌هاي‌ شمال باختري ساردني را در نزديكي آلگرو (كه از سال 1353 تا 1391 مستعمره‌ٴ كاتالونيا بود) در بر مي‌گيرد. گاه قلمروهاي پرونسي و كاتالان را با هم زير نام ((سرزمين‌هاي جنوب‌)) نشان‌ مي‌دهند (يك چنين نقشه‌اي در اختيار موٴلف است‌، كه در بارسلون چاپ شده و تاريخ ندارد و هم اكنون كه اين مطلب را مي‌نويسم پيش چشمم قرار دارد.) گروه كاتالان ظاهراً اندكي بعد از پرونسي تكوين يافت‌؛ قديم‌ترين سند كاتالان متعلق به سال 1171 و از صومعه‌ٴ رُداست‌ (Meillet (and Cohen p. 57-58, 1924. البته ممكن است اسناد قديم‌تر از ميان رفته باشد و زبان پيش از آن‌كه به صورت مكتوب درآيد، قرن‌ها داراي سنت‌هاي شفاهي بوده است‌. ادبياتي‌ كه به ما رسيده به‌ندرت مقدم بر سده‌ٴ سيزدهم است‌. قديم‌ترين آثار موجود اشعار غنايي و چند دعا يا متن ديني منثور است‌. تروبادورها در قلمرو كاتالونيا هم به‌همان اندازه‌ٴ پرونس محبوبيت‌ داشتند. در واقع اربابان كاتالان نه تنها از تروبادورهاي خودشان‌، بلكه از پرونسيان هم استقبال‌ مي‌كردند و آنها به پرونسي يا كاتالان يا به مخلوطي از هر دو زبان مي‌خواندند (اين يكي با توجه‌ به‌روابط نزديك و دو زبان اجتناب‌ناپذير بود). متن‌هاي كاتالان و ((ليموزين‌)) گه‌گاه با هم در يك‌ نسخه‌ٴ خطي ديده مي‌شود (Anglade p. 199, 1921).
يكي از قديم‌ترين متن‌هاي كاتالان‌، كه مي‌شود تاريخش را معلوم كرد، مجموعه‌امثال است‌ شامل قريب 1200 ضرب‌المثل كه گيلم دو سِروِرا ارباب ژونِدا و راهب صومعه‌ٴ پُبله (متوفا 1245)، آنها را از كتاب مقدس و آثار آباي كليسا استخراج كرده است‌. سرانجام هيماي اول فاتح‌ (سيزدهم ـ 2)، شاه آراگون كه تا سال 1276 زندگي و پادشاهي كرد، موجب تثبيت زبان كاتالان‌ شد. هيما دستور داد در امور رسمي به جاي ((ليموزين‌)) از كاتالان استفاده شود. او نبايد موٴلف‌ كتاب حكمت باشد، كه به‌صورتي غيرمستقيم و از طريق ترجمه‌ٴ سر الاسرار (مقدمه‌، 2، 1722) از معارف عربي اقتباس شده است‌. ولي هم‌چنان‌كه آلفونسوي دهم (سيزدهم ـ 2)، موجب ترجمه‌ٴ سر الاسرار شده بود، او هم به تأليف آن كتاب كمك كرد. هيما در سال 1235 شورايي از اسقفان را در طرغونه تشكيل داد؛ آن شورا ترجمه‌ٴ كتاب مقدس را به زبان كاتالان ممنوع كرد و اين ثابت‌ مي‌كند كه يك‌چنين ترجمه‌هايي در آن زمان رايج بوده است‌؛ در واقع‌، متن‌هايي از كتاب مقدس‌ به‌زبان كاتالان در دست است‌.